على محمدى خراسانى

93

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

« سلوقى » بوده ، يا اينكه اغلب افرادش از سلوقى بوده است ، ولى اين غلبه وجود سبب انصراف مطلقات نميشود . 2 . « كلب صيود » ؛ « 1 » سگى كه آموزش ديده و داراى ملكه اصطياد و شكار كردن شده است كه به آن « كلب معلّم » گويند و شايد آوردن صفت مشبهه اشاره به همين جهت باشد ، چون داراى معناى ثبوتى است . 3 . « الكلب الذي لا يصيد أو لا يصطاد » ؛ « 2 » مفهوم اين جمله اين است : « الكلب الذي يصيد أو يصطاد » . فعل ظهور در حدوث دارد ؛ بنابراين مقصود سگى است كه بالفعل در خارج شكار مىكند ، خواه براى اين امر تربيت شده باشد يا نه . البته شايد هم چون مضارع بر استمرار دلالت دارد منظور همان كلب صيد يا صيود باشد . به هر حال هر سه تعبير با اطلاقشان سگ شكارى غير سلوقى را هم شامل‌اند و فتواى مشهور به جاست كه اين نيز معاملهاش جايز است . سگ نگهبان گله و زراعت و باغ و منزل : در مورد خريد و فروش اين سه قسم دو نظريه وجود دارد : الف ) به فتواى مشهور قدما و عدهاى از متأخران از قبيل محقق اول ، « 3 » صاحب حدائق ، « 4 » كاشف الغطاء ، « 5 » فقط خريد و فروش سگ شكارى جايز است و ساير سگها گرچه داراى منافع حلال و قابل توجه باشند و نزد عقلا ماليت داشته باشند معامله آنها حرام است . دليل اين فتوا اين است كه اطلاقات روايات بيع سگ حراست را ميگيرد و دليلى بر تخصيص آن وجود ندارد . در صورتى هم كه شك كنيم ، به اصاله الاطلاق تمسك ميكنيم . در اين مورد تنها سگ شكارى استثنا شده است .

--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ج 23 ، ص 399 ، ح 4 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ح 3 و 6 . ( 3 ) . شرايع الاسلام ، ج 2 ، ص 11 . ( 4 ) . الحدائق الناضره ، ج 18 ، ص 81 . ( 5 ) . شرح القواعد ، ص 147 .